تبلیغات
معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

 

IS COMMUNICATION AN ART OR A SCIENCE?

The concept of communication is universal and is as old as human beings. That is why different views have been expressed about the nature of communication. The nature of communication becomes clearer if an attempt is made to examine the following important issues:

1. Is communication an inborn quality?

2. Is communication a science or an art?

3. Are the principles of communication of universal application?

These questions are often raised. For answers to these questions, it is necessary to understand the exact meaning of the terms, science and art.

1. Communication, an Inborn Quality

Communication is an inborn quality. To communicate with one another is a compulsive urge of human beings. Communication is like birth, death, breath and wanting to be loved as an art or of life itself. Man is a communication animal because he alone has the power to express in words. Sight, sound, touch, smell and taste are the modes of exchange of messages.

No doubt, communication is an inborn quality but not an inborn quality without scientific base. In the pre-scientific management of communication period, prior to 1880, there had been a leading concept that communication was

An inborn quality. Many people believed that it is not necessary to study any organized body of knowledge of communication concepts, principles, as managers were born and not made. There may be some people who are so efficient and talented in making effective communication since their birth, they lead and are successful in effective exchange of ideas, feelings, facts etc. But, as we see today, this concept has become obsolete by the development of the faculty of communication as a separate discipline.

Therefore, to communicate effectively, it is necessary that one should acquire skills of communication like speaking skills, listening skills, writing skills, reading skills. This is the reason why successful and effective communicators are made but not born. Therefore, this subject is the story of man and his efforts to achieve effective communication Prehistoric man produced Sounds and sent 5mokeSignal5, gestures to convey his feelings. Civilization and cultural progress was possible through communication. It was within the family and very closely living people helped the primitive communities to achieve this.

        The last century witnessed the rapid transmission of communication by electronic media which became possible due to the rapid advancement of sophisticated communication technologies. In this “age of communication” the most significant technologies are based on silicon chips, the lesser, fiber optics and a set of technologies known as biotechnologies. The information technology revolution has transformed the communication conscious human society into a global village.

ارتباطات یک صنعت است یا یک علم طبیعی؟

        مفهوم ارتباطات جهانی است و به اندازه انسان {نسل آدمی} قدمت دارد. این است دلیل نگاههای مختلفی  که درباره گستره ارتباطات بیان شده بود. گستره ارتباطات زمانی شفاف می شود که یک کوشش صورت بگیرد که موضوعات مهم زیر را امتحان کند:

1.       آیا ارتباطات یک صفت ذاتی است؟

2.       آیا ارتباطات یک صنعت است یا یک علم طبیعی؟

3.       آیا قواعد کلی {اصول جهانی} ارتباطات ، برنامه های کاربردی هستند؟

این سؤالات اغلب برجسته هستند. برای پاسخ دادن به این سؤالات این ضروری است که معنای واقعی کلمات "علم طبیعی" و "صنعت" را به خوبی بفهمیم.

1.ارتباطات ، یک صفت ذاتی

        ارتباطات یک صفت ذاتی است. برای ارتباط  برقرار کردن بایک شخص دیگر یک ترغیب اجباری انسانی وجود دارد.  ارتباطات مانند متولد شدن، مردن، نفس کشیدن و احساس نیاز به محبوب بودن خود در قسمتی از زندگی است. انسان یک حیوان ارتباط گر {برقرار کننده ارتباط} است زیرا او به تنهایی قادر است تا در کلمات  فهمانده شود. دیدن، شنیدن، لمس کردن، بوئیدن و چشیدن ،شیوه های مبادله پیام هستند.

        بی شک ، ارتباطات  یک صفت ذاتی است ؛ اما یک صفت ذاتی بدون پایه های علمی نیست. در پیش از علمی شدن مدیریت در دوره ارتباطات ، قبل از سال 1880 ، یک مفهوم عمده وجود داشت که ارتباطات یک صفت ذاتی است. بسیاری از مردم معتقد بودند که مطالعه سازمان یافته اجزاء علمی مفهوم ارتباطات  ، اصول ، مانند مدیران متولد شده بودند ولی ساخته نشده بودند. ممکن است تعدادی از مردم وجود داشته باشند که از زمان تولد شان در برقراری ارتباط موثر ،  با قریحه و کارآمد باشند. آنها به تبادل نظرات ، احساسات ، واقعیات و . . .  سوق می دهند و در آن موفق هستند. اما همچنان که امروزه می بینیم ، این مفهوم منسوخ شده است به وسیله گسترش توانایی ارتباط به عنوان یک رشته مجزا .

        بنابراین ، برای ارتباط مؤثر ، این امر ضروری است که یک نفر مهارت های ارتباط برقرار کردن را بدست آورد ؛ مانند مهارت صحبت کردن ، مهارت گوش کردن ، مهارت نوشتن ، مهارت خواندن. این دلیل این است که چرا ارتباطات موفق و مؤثر  ساخته می شوند اما  ایجاد نمی شوند. بنابراین ، این موضوع ، تاریخ انسان و تلاشهای او برای رسیدن به ارتباط مؤثر است. انسان های ماقبل تاریخ صداهایی را تولید می کردند و پیامهای دود و حرکات بیانگر {ژس ها} را برای نشان دادن احساسات خود می فرستادند. تمدن و پیشرفت های فرهنگی به وسیله ارتباطات ممکن شد. ارتباطات در میان خانواده ها و مردمی که بسیار دوستانه زندگی می کردند ، به روابط ابتدایی کمک می کرد تا به این امر (- تمدن و پیشرفت های فرهنگی-) نائل شوند.

        قرن گذشته شاهد انتقال سریع ارتباطات به وسیله رسانه های الکترونیک بود که به علت پیشرفت تکنولوژی های پیچیده ارتباطی ممکن شده بود. در این " عصر ارتباطات "  پراهمیت ترین تکنولوژی ها بر پایه  تراشه های سیلیسیومی ، لیزر ، فیبر نوری ومجموعه ای از تکنولوژی ها که به بیوتکنولوژی شناخته می شوند ، بودند. حرکت انقلابی فناوری اطلاعات ، جامعه هوشیار انسانی را به دهکده جهانی دگرگون کرد .




طبقه بندی: زبان انگلیسی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 شهریور 1388 توسط حبیب الله مهربان
قالب وبلاگ