تبلیغات
معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

پویایی فرهنگ مدرنیته:

هوور و نات لاندبای معتقدند نقطه ی تماس دین و رسانه ها را باید از طریق شناخت الگوها و فرایندهای فرهنگی بررسی کرد و قصد دارند کار باز اندیشی را با توضیح انگاره های متباین دین و رسانه ها در چهارچوب فرهنگی مدرنیته آغاز کنند.

رسانه ها همانگونه که در گستره ی موضوعات فرهنگی-اجتماعی حضور دارند،به طرق دیگری نیز با دین مرتبطند:
اولا فرض بر این است که رسانه ها به عنوان مولدان موفق یا نا موفق پیام های دینی،دارای قدرتند.(این تلقی با رویکرد ذات گرایانه به دین و توجه به نهادهای تاریخی و آموزشی آن همراه است.)
همچنین می توان رسانه ها را فراهم آورنده ی مواد خام لازم برای ساخت آگاهانه یا ناآگاهانه ی معانی دینی دانست.(این دیدگاه برگرفته از رهیافت کارکردگرایی است.)
پس رسانه ها می توانندهم در فرایند خلق و آفرینش نمادها (نمادهایی که در متون رسانه ها تولید می شوند) و هم در جریان تفسیر و کاربرد این نمادها به دین خدمت کنند.(استوارت ام.هوور،نات لاندبای.ص 14)

همانطور که می دانید واژه ی رسانه به رسانه های مبتنی بر فن آوری مثل رادیو،تلویزیون و نشریات دلالت می کند ولی نویسندگان در این کتاب در صدد طرح بحثی کلی تر در باره ی فرایند «رسانه ای شدن» هستند که به کل متن کارکرد فرهنگی ارتباطات اشاره می کند؛اگر چه تأکیدشان بیشتر بر حوزه ی رسانه ها است.

هوور می افزاید:«موضوع تعامل میان فرهنگ و پدیده ی رسانه ای شدن دین از جنبه ها و سطوح مختلف قابل بررسی است.»
وی به طور مثال یکی از چهارچوب های تحلیلی را که ممکن است حاوی سطوح سه گانه ی زیر باشد بدین شکل بیان می کند:

  • سطح کلان: تحلیل جامعه به عنوان یک کل
  • سطح میانه: تحلیل نهادهای اجتماعی و عملکرد آنها
  • سطح خرد: تحلیل درک افراد و انتقال معانی

البته نویسندگان قصد ندارند صرفا فرهنگ را بستر داد و ستد رسانه ها و دین جلوه دهند،هرچند که این دو از یکدیگر متأثرند و دین و رسانه ها هر یک به سهم خود به وجود آورنده ی ابعاد ریشه ای و بنیادین فرهنگ به شمار می روند. مؤلفان این کتاب،نظریه های جامعه شناختی کلاسیک درباره ی فرهنگ،دین و جامعه را با نظریه های معاصر تلفیق کرده اند.مثلا گراهام مورداک و جسوس مارتین-باربرو،ارکان و مبانی تحلیل خود را از نوشته های ماکس وبر برگرفته اند،ولی از نظریه های موجود در مدرنیته نیز استفاده کرده اند.گابریل بار-هایم،نات لاندبای،گرگورگوثالس و بابی الکساندر نیز در زمینه ی تبیین نظری مناسک در جامعه،تحت تأثیر امیل دورکیم و بیش از او،ویکتور ترنر و دیگران هستند.




طبقه بندی: دین،فرهنگ و ارتباطات،
برچسب ها: تحلیل رسانه ها دین و فرهنگ، پویایی فرهنگ مدرنیته، هوور، نات لاندبای، نقطه ی تماس دین و رسانه ها، باز اندیشی، ارتباط رسانه با دین، رسانه مولد پیام دینی، تفسیر و کاربرد نمادها، خلق نماد، واژه ی رسانه، فرایند «رسانه ای شدن»، تعامل میان فرهنگ و پدیده ی رسانه ای شدن، فرهنگ بستر داد و ستد،
ارسال در تاریخ جمعه 9 مرداد 1388 توسط نویسنده وبلاگ
قالب وبلاگ